هفته دفاع مقدس هم گذشت . یاد دلاور مردانی بکنیم که با ایثار جان خود کشور بزرگ ایران را از چنگال اهریمنان نجات دادند.شعر زیر حکایت غریبی است که چند قرن پیش شاعرملی ما ، فردوسی آن را به مناسبت شکست ایرانیان و یزد گرد سوم در جنگ با اعراب سرود وتا مدت ها این شعر در کتاب های درسی بود ولی افسوس که حذف شد. این شعر پاسخ محکمی است به تمام بد خواهان از جمله اعرابی که هر روز خواب تصرف خلیج همیشه فارس و جزایر ایرانی را می بینند!!

دفاع مقدس ما پاسخی است که چند قرن بعد از فردوسی، به دشمنان داده شد واین بیت اوچقدر زیبا تفسیر شد:

دریغ است که ایران ویران شود

کنام پلنگان وشیران شود

سطر سطر این ابیات را باید خواند و به روح بلند این شاعر آزاده درود فرستاد(روانش شاد)

 

چو بخت عرب بر عجم چیره گشت                     

 همه روز ایرانیان تیره گشت

 جهان را دگرگونه شد رسم و راه

تو گویی نتابد دگر مهر و ماه

ز می نشئه و نغمه از چنگ رفت  

 ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت

 ادب خوار گشت و هنر شد وبال

  به بستند اندیشه را پر و بال

 

 

 جهان پر شد از خوی اهریمنی

زبان مهر ورزیده و دل دشمنی

کنون بی غمان را چه حاجت به می  

 کران را چه سودی ز آوای نی

 که در بزم این هرزه گردان خام

گناه است که در گردش آریم جام

 بجایی که خشکیده باشد  گیاه

 هدر دادن آب، باشد گناه

 چو با تخت منبربرابر شود

 همه نام بوبکر و عمر شود

 ز شیر شتر خوردن و سوسمار

 عرب را به جایی رسیده است کار

 که تاج کیانی کند آرزو

تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

 دریغ است ایران که ویران شود

 کنام پلنگان و شیران شود